• English
ورود
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors
products
post
page
acf-post-type
articles
agencies
notic_wpyticket
tablepress_table
webinars
podcasts
videos
solutions
products
acf-taxonomy
news
certificate

محاسبه ROI در سیستم‌های ERP

ERP | بازگشت سرمایه

چگونه بازگشت سرمایه ERP را دقیق و واقع‌بینانه محاسبه کنیم؟

محاسبه ROI در سیستم‌های ERP چگونه انجام می‌شود؟ با فرمول ROI، هزینه‌ها، منافع، TCO، دوره بازگشت سرمایه و…، بازده سرمایه‌گذاری ERP را دقیق‌تر ارزیابی کنید.

ROI
Return on Investment
ارزش ایجادشده
÷
هزینه سرمایه‌گذاری

وقتی یک سازمان تصمیم می‌گیرد روی یک سیستم ERP سرمایه‌گذاری کند؛ معمولا اولین سوال درباره هزینه خرید، پیاده‌سازی و نگهداری از آن در سال‌های بعد است. اما سوال مهم‌تر این است که این سرمایه‌گذاری در نهایت چه ارزشی برای سازمان ایجاد می‌کند.

سیستم ERP قرار نیست صرفا جایگزین چند نرم‌افزار قدیمی شود. بلکه قرار است فرآیندهای سازمان را یکپارچه‌تر کند؛ دسترسی به اطلاعات را بهبود دهد؛ فعالیت‌های تکراری را کاهش دهد؛ خطاهای عملیاتی را کمتر کند؛ و در بسیاری از موارد، زمینه تصمیم‌گیری سریع‌تر و دقیق‌تر را فراهم آورد. بنابراین ارزیابی موفقیت یک پروژه ERP تنها با مقایسه قیمت چند نرم‌افزار امکان‌پذیر نیست. بلکه باید هزینه واقعی سرمایه‌گذاری را در برابر ارزش واقعی ایجادشده یا همان نرخ بازگشت سرمایه (ROI) قرار داد.

ROI می‌تواند نشان دهد سرمایه‌گذاری روی ERP چه میزان بازده مالی داشته است. اما محاسبه آن در پروژه‌های ERP به سادگی قرار دادن چند عدد در یک فرمول نیست. هزینه‌های پیاده‌سازی، آموزش، مهاجرت داده، یکپارچه‌سازی و حتی هزینه‌های ناشی از اختلال در دوره استقرار باید در این محاسبات دیده شوند. از طرف دیگر بسیاری از منافع ERP مانند کاهش زمان انجام فرآیندها، افزایش بهره‌وری، کاهش خطا یا بهبود تصمیم‌گیری، در ابتدا مستقیما در صورت‌های مالی دیده نمی‌شوند؛ و برای ارزیابی آنها به شاخص‌های دقیق‌تری نیاز است.

نکته مهم

به همین دلیل، محاسبه ROI در ERP را بهتر است نه به‌عنوان محاسبه یک عدد، بلکه به‌عنوان ساختن یک مدل برای سنجش ارزش سرمایه‌گذاری ببینیم.

ROI در ERP چیست و چرا اهمیت دارد؟

نرخ بازگشت سرمایه (Return on Investment) یکی از شاخص‌های رایج برای ارزیابی بازده یک سرمایه‌گذاری است. به زبان ساده، این شاخص نشان می‌دهد در مقابل منابعی که برای یک سرمایه‌گذاری صرف کرده‌ایم؛ چه میزان منفعت به دست آورده‌ایم. هرچه بازده حاصل از سرمایه‌گذاری نسبت به هزینه آن بیشتر باشد؛ طبیعتا ROI نیز بالاتر خواهد بود. به زبان ساده هزینه یک سرمایه‌گذاری، تقسیم بر منافع خالص آن سرمایه‌گذاری، ضرب در 100، فرمول نرخ بازگشت سرمایه‌گذاری است.

فرمول نرخ بازگشت سرمایه
ROI = (منافع خالص ÷ هزینه سرمایه‌گذاری) × 100

نرخ بازگشت سرمایه به‌صورت درصد بیان می‌شود.

اما وقتی صحبت از سیستم ERP می‌شود؛ موضوع کمی پیچیده‌تر است. این سیستم معمولا یک خرید ساده نیست که هزینه آن را در یک طرف و درآمد حاصل از آن را در طرف دیگر قرار دهیم. چراکه بخش‌های مختلف سازمان را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ و ارزش آن ممکن است از مسیرهای مختلفی ایجاد شود. در واقع تعیین همین دو عدد یعنی هزینه سرمایه‌گذاری و منافع سرمایه‌گذاری می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. آیا فقط مبلغ خرید نرم‌افزار باید به‌عنوان هزینه در نظر گرفته شود؟ آیا هزینه آموزش کارکنان هم جزو سرمایه‌گذاری است؟ اگر زمان انجام یک فرآیند از دو روز به چند ساعت کاهش پیدا کند؛ این صرفه‌جویی چگونه به ارزش مالی تبدیل می‌شود؟ و اگر ERP کیفیت تصمیم‌گیری مدیران را بهبود دهد؛ آیا می‌توان این منفعت را مستقیما در فرمول ROI قرار داد؟

پاسخ به این پرسش‌هاست که محاسبه ROI در ERP را از یک محاسبه ساده به یک فرآیند تحلیلی تبدیل می‌کند.

چرا ROI در پروژه‌های ERP اهمیت بیشتری دارد؟

پروژه‌های ERP معمولا سرمایه‌گذاری‌هایی گسترده و چندساله هستند؛ و اثر آنها به یک واحد سازمان محدود نمی‌شود. سیستم ERP می‌تواند هم‌زمان فرآیندهای مالی، منابع انسانی، فروش، زنجیره تامین، تولید، انبار و سایر بخش‌های سازمان را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین یک تصمیم اشتباه در انتخاب یا اجرای ERP می‌تواند هزینه‌ای فراتر از قیمت خود نرم‌افزار ایجاد کند.

محاسبه ROI کمک می‌کند تصمیم‌گیری درباره ERP از سطح کدام نرم‌افزار ارزان‌تر است؟ به سطح کدام سرمایه‌گذاری ارزش بیشتری برای سازمان ایجاد می‌کند؟ منتقل شود.

از طرف دیگر این شاخص فقط برای مرحله انتخاب ERP کاربرد ندارد. بلکه می‌توان از آن برای بررسی عملکرد پروژه پس از استقرار نیز استفاده کرد. مثلا اگر سازمان پیش از اجرای پروژه انتظار داشته باشد ERP هزینه پردازش سفارش‌ها را 30 درصد کاهش دهد؛ پس از استقرار می‌توان این پیش‌بینی را با نتیجه واقعی مقایسه کرد.

01

پیش از اجرای پروژه

برای ارزیابی توجیه اقتصادی سرمایه‌گذاری

02

در طول پروژه

برای کنترل میزان تحقق منافع مورد انتظار

03

پس از استقرار

برای سنجش ارزش واقعی ایجادشده توسط ERP

نرخ بازگشت سرمایه دقیقا به چه سوالی پاسخ می‌دهد؟

این شاخص قرار نیست به‌تنهایی پاسخ دهد که این ERP خوب است یا بد؟. سوال دقیق‌تر این است که در مقابل منابعی که برای این سرمایه‌گذاری مصرف می‌کنیم؛ چه میزان ارزش ایجاد می‌شود؟ و این ارزش در چه بازه زمانی به دست می‌آید؟

این تفاوت مهم است. زیرا ممکن است یک ERP از نظر ROI جذاب باشد؛ اما زمان زیادی برای بازگشت سرمایه نیاز داشته باشد. همچنین ممکن است دو راهکار ROI مشابهی داشته باشند؛ اما یکی هزینه مالکیت پایین‌تر یا ریسک اجرایی کمتری داشته باشد. بنابراین ROI یک شاخص مهم برای ارزیابی ERP است؛ اما نباید آن را تنها معیار تصمیم‌گیری دانست.

TCO

سرمایه‌گذاری واقعی در ERP چقدر است؟ (نگاهی به TCO)

یکی از رایج‌ترین خطاها در محاسبه ROI سیستم ERP این است که هزینه سرمایه‌گذاری را با قیمت خرید یا اشتراک نرم‌افزار برابر بدانیم.

TCO
Total Cost of Ownership

در حالی که ERP قبل از آنکه به یک منبع ارزش برای سازمان تبدیل شود؛ به سرمایه‌گذاری برای استقرار، آماده‌سازی و بهره‌برداری نیاز دارد. برای جلوگیری از این خطا، بهتر است به جای تمرکز صرف بر قیمت نرم‌افزار، هزینه کل مالکیت (Total Cost of Ownership) یا TCO را در نظر بگیریم. TCO نشان می‌دهد سازمان در طول یک دوره مشخص، برای تهیه، استقرار، استفاده و نگهداری یک راهکار ERP در مجموع چه هزینه‌ای پرداخت خواهد کرد.

هزینه خرید یا اشتراک نرم‌افزار

اولین و بدیهی‌ترین بخش هزینه، مبلغی است که سازمان برای استفاده از ERP پرداخت می‌کند. بسته به مدل ارائه نرم‌افزار، این هزینه می‌تواند شامل خرید مجوز استفاده، اشتراک دوره‌ای، هزینه ماژول‌ها یا تعداد کاربران باشد.

در مدل‌های اشتراکی و ابری، ممکن است بخش قابل توجهی از هزینه‌ها به شکل پرداخت‌های دوره‌ای انجام شود. در حالی که در مدل‌های استقرار داخل سازمان، هزینه اولیه خرید یا مجوز استفاده می‌تواند سهم بیشتری از سرمایه‌گذاری را تشکیل دهد.

نکته مهم این است که مقایسه قیمت دو ERP بدون در نظر گرفتن تفاوت امکانات، تعداد کاربران، ماژول‌ها و هزینه‌های جانبی، تصویر دقیقی از هزینه واقعی آنها ارائه نمی‌دهد.

هزینه پیاده‌سازی و استقرار

ERP باید با ساختار سازمان، فرآیندهای کاری، سطوح دسترسی و نیازهای عملیاتی آن هماهنگ شود.

  • تحلیل و بررسی فرآیندهای سازمان
  • طراحی و پیکربندی سیستم
  • تنظیم ساختارهای سازمانی و اطلاعات پایه
  • سفارشی‌سازی‌های موردنیاز
  • انجام تست‌ها و رفع اشکالات
  • راه‌اندازی و انتقال به محیط عملیاتی

هرچه فرآیندهای سازمان پیچیده‌تر یا میزان سفارشی‌سازی بیشتر باشد؛ هزینه و زمان استقرار نیز می‌تواند افزایش پیدا کند.

هزینه مهاجرت و آماده‌سازی داده‌ها

ERP جدید اغلب قرار نیست از یک سازمان بدون سابقه شروع به کار کند. در واقع اطلاعات مالی، مشتریان، کالاها، کارکنان، تامین‌کنندگان و سایر داده‌های سازمان باید از سیستم‌های قبلی به محیط جدید منتقل شوند. اما انتقال داده صرفا یک عملیات فنی نیست. در بسیاری از پروژه‌ها لازم است داده‌های قدیمی بررسی، پاک‌سازی، استانداردسازی و سپس منتقل شوند.

برای مثال اگر اطلاعات یک مشتری در چند سیستم با نام‌ها یا شناسه‌های متفاوت ثبت شده باشد؛ پیش از انتقال به ERP باید این داده‌ها اصلاح و یکپارچه شوند. بنابراین زمان و منابعی که برای این کار صرف می‌شود نیز بخشی از هزینه واقعی پروژه است.

هزینه یکپارچه‌سازی با سایر سیستم‌ها

ERP اغلب سیستم مرکزی سازمان است؛ اما معمولا تنها سیستم مورد استفاده نیست. سامانه‌های فروش، بانک، فروشگاه اینترنتی، سامانه‌های مالیاتی، سیستم‌های تولید، منابع انسانی یا سایر نرم‌افزارهای تخصصی ممکن است نیاز به تبادل اطلاعات با ERP داشته باشند. بنابراین هزینه طراحی و اجرای این ارتباطات، توسعه API، تست تبادل داده و نگهداری یکپارچه‌سازی‌ها نیز باید در محاسبه TCO دیده شود.

هزینه آموزش کارکنان و مدیریت تغییر

یکی از مهم‌ترین بخش‌های سرمایه‌گذاری ERP، آماده کردن کاربران برای کار با سیستم جدید است. چراکه در بسیاری از موارد، روش انجام کار نیز تغییر می‌کند. کارکنان باید با فرآیندهای جدید، نقش‌های خود، امکانات سیستم و نحوه ثبت و استفاده از اطلاعات آشنا شوند.

هزینه آموزش رسمی، زمان صرف‌شده توسط کاربران، تولید مستندات و فعالیت‌های مرتبط با مدیریت تغییر، همگی می‌توانند بخشی از هزینه واقعی استقرار ERP باشند.

هزینه‌های جاری ERP

سرمایه‌گذاری با پایان پروژه استقرار تمام نمی‌شود. سازمان پس از راه‌اندازی ERP ممکن است با هزینه‌هایی مانند موارد زیر مواجه شود:

  • پشتیبانی و خدمات نگهداری
  • زیرساخت و منابع فنی
  • ارتقای نرم‌افزار
  • افزودن کاربران یا ماژول‌های جدید
  • توسعه قابلیت‌های اختصاصی
  • نگهداری یکپارچه‌سازی‌ها
  • آموزش کاربران جدید

این هزینه‌ها به‌خصوص زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند که بخواهیم ROI را در یک بازه چندساله بررسی کنیم.

هزینه فرصت و اختلال در دوره استقرار

یک پروژه ERP ممکن است در دوره استقرار برای مدتی بخشی از ظرفیت سازمان را درگیر خود کند. کارکنان باید در جلسات تحلیل و آموزش شرکت کنند؛ فرآیندهای جدید آزمایش شوند؛ و در برخی موارد، سرعت انجام عملیات در دوره انتقال کاهش پیدا کند. این هزینه‌ها همیشه به‌سادگی قابل اندازه‌گیری نیستند؛ اما در پروژه‌های بزرگ می‌توانند قابل توجه باشند.

نکته مهم در محاسبه ROI

با کنار هم قرار دادن این موارد، می‌توان تصویر کامل‌تری از سرمایه‌گذاری ERP به دست آورد. البته همه این هزینه‌ها الزاما در یک زمان پرداخت نمی‌شوند؛ و نحوه محاسبه آنها به مدل قرارداد، نوع استقرار و دوره زمانی مورد بررسی بستگی دارد. اما اصل مهم این است که مبنای ROI باید هزینه واقعی سرمایه‌گذاری باشد؛ نه صرفا مبلغ خرید نرم‌افزار.

منافع ERP را چگونه به عدد تبدیل کنیم؟

بخش دیگر معادله محاسبه ROI در ERP، مشخص کردن منافع حاصل از استقرار این سیستم است. در نگاه اول فهرست کردن منافع ERP کار ساده‌ای به نظر می‌رسد. کاهش هزینه، افزایش بهره‌وری، کاهش خطا، دسترسی سریع‌تر به اطلاعات و تصمیم‌گیری بهتر، همگی از مزایایی هستند که معمولا در معرفی سیستم‌های ERP به آنها اشاره می‌شود. اما برای محاسبه ROI گفتن اینکه ERP بهره‌وری را افزایش می‌دهد کافی نیست. بلکه باید بتوانیم این افزایش بهره‌وری را به عدد تبدیل کنیم.

برای رسیدن به یک برآورد قابل اتکا، می‌توان منافع ERP را در سه گروه اصلی بررسی کرد:

01

صرفه‌جویی مستقیم در هزینه‌ها

کاهش هزینه‌های قابل اندازه‌گیری و حذف فعالیت‌های غیرضروری.

02

افزایش بهره‌وری و ظرفیت عملیاتی

افزایش ظرفیت استفاده از منابع و کاهش زمان فرآیندها.

03

افزایش درآمد یا بهبود جریان نقدی

اثرگذاری ERP بر فروش، وصول مطالبات و گردش نقدینگی.

صرفه‌جویی مستقیم در هزینه‌ها

اولین گروه از منافع ERP مواردی هستند که می‌توان اثر مالی آنها را نسبتا مستقیم‌تر اندازه‌گیری کرد. مثلا فرض کنید یک سازمان پیش از استقرار ERP برای انجام یک فرآیند مشخص به ۱۰۰ ساعت نیروی انسانی در ماه نیاز دارد؛ و پس از اتوماسیون فرآیند، این زمان به ۶۰ ساعت کاهش پیدا می‌کند. در اینجا می‌توان کاهش ۴۰ ساعتی را با هزینه واقعی نیروی انسانی مرتبط کرد؛ و ارزش مالی آن را به دست آورد.

  • کاهش هزینه ورود و پردازش دستی اطلاعات
  • کاهش هزینه انجام فعالیت‌های تکراری
  • کاهش هزینه نگهداری چند سیستم و نرم‌افزار موازی
  • کاهش هزینه اصلاح خطاهای عملیاتی
  • کاهش هزینه چاپ و گردش اسناد
  • کاهش هزینه‌های ناشی از دوباره‌کاری
  • کاهش هزینه‌های مرتبط با مدیریت و نگهداری اطلاعات
هزینه قبل از ERP
۵ میلیارد
هزینه بعد از ERP
۳.۵ میلیارد
صرفه‌جویی
۱.۵ میلیارد

برای نمونه اگر ERP باعث شود هزینه سالانه انجام یک فرآیند از ۵ میلیارد تومان به ۳.۵ میلیارد تومان برسد؛ می‌توان ۱.۵ میلیارد تومان کاهش هزینه را به‌عنوان یکی از منافع مالی آن در نظر گرفت.

افزایش بهره‌وری و ظرفیت عملیاتی

همه منافع ERP به معنای کاهش مستقیم هزینه نیستند. گاهی سازمان همان تعداد نیروی انسانی را حفظ می‌کند؛ اما کارکنان در مدت زمان کمتری کار بیشتری انجام می‌دهند.

فرض کنید کارکنان واحد مالی پیش از استقرار ERP بخش قابل توجهی از زمان خود را صرف جمع‌آوری اطلاعات از سیستم‌های مختلف و تهیه گزارش می‌کنند. پس از یکپارچه شدن اطلاعات، همین گزارش‌ها در زمان بسیار کوتاه‌تری تهیه می‌شوند. در این حالت، سازمان لزوما نیروی انسانی خود را کاهش نداده است؛ اما ظرفیت قابل استفاده کارکنان افزایش یافته است.

این تفاوت مهمی است. اگر ۵۰ ساعت از زمان ماهانه یک کارمند آزاد شود؛ نباید به‌طور خودکار فرض کنیم این مقدار برابر با کاهش هزینه حقوق است. ممکن است سازمان از این ظرفیت برای انجام فعالیت‌های بیشتر، تحلیل بهتر، پاسخگویی سریع‌تر یا رشد کسب‌وکار استفاده کند. بنابراین ارزش این منفعت می‌تواند از مسیرهای مختلف محاسبه شود.

کاهش زمان

انجام فرآیندها

گزارش‌دهی

سریع‌تر

ظرفیت عملیاتی

بیشتر

پاسخگویی

سریع‌تر

برخی از این نمونه‌ها عبارت‌اند از:

  • کاهش زمان انجام فرآیندها
  • کاهش زمان تهیه گزارش‌های مدیریتی
  • کاهش زمان بستن حساب‌ها
  • افزایش تعداد سفارش‌های قابل پردازش
  • افزایش ظرفیت تولید یا خدمات
  • کاهش زمان پاسخگویی به مشتری
  • کاهش زمان انجام فعالیت‌های اداری

برای محاسبه عددی چنین مواردی بهتر است از خودمان بپرسیم زمان آزادشده چه کاری را برای سازمان ممکن می‌کند؟ پاسخ به این سؤال کمک می‌کند ارزش واقعی افزایش بهره‌وری را بهتر برآورد کنیم.

افزایش درآمد و بهبود جریان نقدی

گروه سوم منافعی هستند که مستقیما از کاهش هزینه به دست نمی‌آیند؛ بلکه می‌توانند روی درآمد، فروش یا جریان نقدی سازمان اثر مثبت بگذارند. مثلا اگر ERP اطلاعات دقیق‌تری از موجودی کالا و سفارش‌ها در اختیار سازمان قرار دهد؛ احتمال تاخیر در تحویل یا فروش کالای ناموجود کاهش پیدا می‌کند. یا اگر اطلاعات مطالبات و سررسیدها به شکل یکپارچه در اختیار واحد مالی باشد؛ مدیریت وصول مطالبات می‌تواند بهبود پیدا کند.

  • افزایش ظرفیت فروش
  • کاهش سفارش‌های از دست‌رفته
  • کاهش زمان تحویل
  • بهبود پیش‌بینی تقاضا
  • افزایش دقت برنامه‌ریزی تولید
  • کاهش خواب سرمایه در موجودی
  • تسریع وصول مطالبات
  • بهبود مدیریت جریان نقدی

برای مثال اگر بهبود فرآیند وصول مطالبات باعث شود میانگین زمان دریافت مطالبات از ۶۰ روز به ۴۵ روز کاهش پیدا کند؛ منفعت سازمان فقط در قالب کاهش هزینه قابل مشاهده نیست. بلکه سرمایه‌ای که زودتر به چرخه نقدینگی سازمان بازمی‌گردد نیز دارای ارزش اقتصادی است.

همه منافع را نباید به پول تبدیل کرد

در اینجا یک نکته مهم وجود دارد. ممکن است برخی از منافع ERP واقعا ارزشمند باشند؛ اما تبدیل دقیق آنها به یک عدد مالی دشوار باشد. مثلا بهبود کیفیت تصمیم‌گیری، افزایش شفافیت، کنترل بهتر فرآیندها، کاهش ریسک یا دسترسی سریع‌تر مدیران به اطلاعات، نمونه‌هایی از این موارد هستند.

تلاش برای تبدیل اجباری تمام این منافع به عدد ممکن است حتی نتیجه محاسبه ROI را غیرواقعی کند. بهتر است در چنین مواردی، منفعت را به‌عنوان یک ارزش عملیاتی یا استراتژیک شناسایی کنیم و در کنار منافع مالی مستقیم قرار دهیم.

به این ترتیب، ارزیابی ERP دو لایه خواهد داشت:

ارزش مالی قابل اندازه‌گیری

مانند کاهش هزینه، افزایش درآمد یا آزاد شدن سرمایه

ارزش عملیاتی و استراتژیک

مانند افزایش شفافیت، کنترل، چابکی و کیفیت تصمیم‌گیری

این تفکیک باعث می‌شود هم ROI بیش از حد خوش‌بینانه نشود؛ و هم بخشی از ارزش واقعی ERP صرفا به دلیل دشواری اندازه‌گیری نادیده گرفته نشود.

وضعیت فعلی را اندازه‌گیری کنید

برای اینکه بتوانیم منفعت واقعی ERP را اندازه‌گیری کنیم؛ باید بدانیم قبل از استقرار آن در چه نقطه‌ای قرار داشته‌ایم. اگر ندانیم یک فرآیند پیش از اجرای ERP چقدر زمان می‌برده، چند خطا در آن رخ می‌داده یا چه مقدار هزینه ایجاد می‌کرده است؛ بعد از استقرار ERP نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم چه مقدار بهبود اتفاق افتاده است.

بنابراین پیش از اجرای پروژه، بهتر است برای فرآیندهای کلیدی شاخص‌هایی مانند موارد زیر ثبت شوند:

زمان انجام فرآیند
تعداد خطاها
هزینه انجام عملیات
تعداد فعالیت‌های دستی
میزان موجودی
زمان تهیه گزارش
زمان بستن حساب‌ها
زمان وصول مطالبات
ظرفیت عملیاتی

این اعداد همان وضعیت فعلی یا خط مبنا هستند؛ که بعدا امکان مقایسه وضعیت قبل و بعد از ERP را فراهم می‌کنند.

در نهایت محاسبه منافع استفاده از ERP بیشتر از آنکه یک مسئله حسابداری باشد؛ یک مسئله اندازه‌گیری عملکرد است. هرچه سازمان بتواند ارتباط میان قابلیت‌های ERP، تغییرات فرآیندی و شاخص‌های عملکردی را دقیق‌تر مشخص کند؛ برآورد منافع مالی و در نتیجه ROI نیز قابل اتکاتر خواهد بود.

ROI تنها شاخص ارزیابی ERP نیست

محاسبه ROI می‌تواند تصویر خوبی از بازده یک سرمایه‌گذاری ارائه دهد؛ اما اگر بخواهیم درباره یک پروژه ERP تصمیم‌گیری کنیم؛ تکیه بر یک عدد به‌تنهایی کافی نیست.

فرض کنید دو پروژه ERP هر دو ROI مثبتی دارند. آیا می‌توان نتیجه گرفت هر دو به یک اندازه مناسب هستند؟ ممکن است یکی از آنها در مدت کوتاه‌تری سرمایه اولیه را برگرداند؛ دیگری هزینه مالکیت بسیار پایین‌تری داشته باشد؛ و پروژه سوم، با وجود ROI مشابه، ارزش استراتژیک بیشتری برای سازمان ایجاد کند.

به همین دلیل، بهتر است ROI را در کنار چند شاخص مکمل زیر بررسی کنیم.

ROI

نرخ بازگشت سرمایه

میزان بازده حاصل از سرمایه‌گذاری

PBP

دوره بازگشت سرمایه

مدت‌زمان جبران سرمایه‌گذاری اولیه

NPV

ارزش منافع آینده

ارزش فعلی جریان‌های نقدی آینده

دوره بازگشت سرمایه

این شاخص مدت‌زمانی را نشان می‌دهد که منافع حاصل از پروژه، سرمایه‌گذاری اولیه را جبران می‌کند. مثلا اگر سازمانی ۲۰ میلیارد تومان برای ERP سرمایه‌گذاری کند؛ و انتظار داشته باشد سالانه ۸ میلیارد تومان منفعت خالص ایجاد شود؛ دوره بازگشت سرمایه آن به‌صورت ساده حدود 2.5 سال خواهد بود. در واقع این شاخص می‌پرسد چه زمانی پولمان برمی‌گردد؟

Payback Period

۲۰ ÷ ۸ = ۲.۵ سال

سرمایه‌گذاری اولیه ÷ منفعت خالص سالانه

ارزش منافع آینده

در پروژه‌های ERP، هزینه‌ها و منافع معمولا در یک روز اتفاق نمی‌افتند. بخش زیادی از سرمایه‌گذاری ممکن است در ابتدای پروژه انجام شود؛ در حالی که منافع آن طی چند سال به تدریج ایجاد می‌شوند. اینجاست که NPV (Net Present Value) اهمیت پیدا می‌کند.

این شاخص با در نظر گرفتن ارزش زمانی پول، ارزش فعلی جریان‌های نقدی آینده را محاسبه می‌کند. به بیان ساده، یک میلیارد تومان منفعتی که سه سال بعد به دست می‌آید؛ از نظر اقتصادی معادل یک میلیارد تومان منفعتی نیست که امروز در اختیار سازمان قرار می‌گیرد.

آنچه در این مقاله میخوانید

    سوالی دارید از ما بپرسید
    تلفن: ۸۴۳۶۳۰۰۰-۰۲۱

    با ما در ارتباط باشید
    Hidden
    Hidden
    نوع درخواست
    آدرس
    این فیلد برای اعتبار سنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند .
    تماس با ما

    خیابان خالد اسلامبولی (وزرا) خیابان هجدهم شماره ۳۰

    خیابان ولیعصر نرسیده به توانیر خیابان لنکران شماره ۵

    ۰۲۱−۸۴۳۶۳۰۰۰

    info[@]rayvarz.com

    ble کانال بله رایورز
    تمامی امتیاز سایت متعلق به شرکت مهندسی نرم افزار رایورز می باشد.