امروز بیش از همیشه به برنامهریزی منابع سازمانی نیاز داریم. پیچیده شدن دنیای کسب و کار، سازمان را به ساختارهای ارگانیکی شامل حجم انبوه اطلاعات و داده، فرایندهای پیچیده و تصمیمات متعدد و سریع تبدیل کرده است. در چنین فضایی، بهرهگیری از امکان برنامهریزی منابع سازمانی به شکلی هماهنگ و یکپارچه، ضرورتی بسیار مهم قلمداد میشود.
در واقع اگر در دهههای گذشته سازمانها برای پوشش هر نیاز خود، نرمافزار مشخصی را به خدمت میگرفتند؛ امروزه این مدل جزیرهای کارایی خود را از دست داده و نیاز به وجود یک سیستم جامع و متمرکز، یا دست کم، برخوردار بودن از ارتباط مستحکم و برخط میان ابزارهای مختلف مدیریت منابع مالی، انسانی، انبار، بازرگانی ، تولید و تجهیزات و سایر حوزههای عملیاتی سازمان، اهمیت بسیاری پیدا کرده است.
در چنین شرایطی، شناخت مفهوم برنامهریزی منابع سازمانی یا همان ERP و استفاده از آن، که این هماهنگی و یکپارچگی را موجب میشود؛ ضرورتی استراتژیک برای هر کسب و کاری به شمار میرود.
اگرچه برنامهریزی منابع سازمانی دارای تعاریف متعددی است؛ اما تعریف کاربردی از این اصطلاح در دنیای کسب و کار و مدیریت سازمانها، یک سیستم جامع نرمافزاری یکپارچه است. سیستمی که قادر است همه دادهها و فرایندهای مهم سازمان را در یک بستر واحد و در قالب یک پایگاه داده متمرکز گرد هم آورد.
در صورت دستیابی به این هدف توسط نرمافزارهای برنامهریزی منابع سازمانی، میتوان آنها را مغز عملیات سازمان دانست. یعنی جایی که تمامی بخشهای سازمان، از آن فرمان گرفته و همه اطلاعات بخشهای مختلف نیز به آن باز میگردد. وجود چنین ساختاری از تولید دادههای جداگانه و گاهی تکراری در واحدهای مختلف مالی، فروش، تولید، منابع انسانی و مدیریت جلوگیری کرده و از این طریق احتمال خطا، دوبارهکاری و تاخیر و نیز فواصل اطلاعاتی را تا حد زیادی کاهش میدهد. به عبارت دیگر نرمافزار برنامهریزی منابع سازمانی، سازنده یک زبان مشترک و هماهنگ برای انجام دقیقتر، روانتر و سریعتر کارها در بخشهای مختلف سازمان است.
پاسخ به این سوال را میتوان در دو بخش قبلی مستتر دانست. آنجا که اشاره میشود رقابت در دنیای امروز پیچیدهتر و سنگینتر است؛ و از این رو حجم دادهها و فعالیتهای سازمانی به شکل چشمگیری افزایش یافته است. از سویی دیگر، گسترش مفهوم دیجیتالیسازی نیز یکی دیگر از الزامات مهم برای سازمانهای امروزی است. چنین فضایی وجود نرمافزارهای برنامهریزی منابع سازمانی را حتی برای کسب و کارهای دارای اندازهی متوسط نیز ضروری ساخته است.
در واقع شرایط امروز مدیریت کسب و کارها موجب شده تا اگر سازمانی بدون برنامهریزی منابع سازمانی کار کند؛ به احتمال بالا با مشکلات زیر مواجه شود:
بنابراین؛ وجود چنین سیستم جامعی را باید تنها راه حل ایجاد شفافیت، سرعت، دقت و بهرهوری در عملکرد در سازمانهای عریض و طویل امروزی دانست.
منظور از مزایای کلیدی، همان دستاوردهایی است که سیستمهای برنامهریزی منابع انسانی برای کسب و کارها به ارمغان میآورند. در بخش قبلی بهطور خلاصه به این موارد اشاره کردیم؛ در این بخش نگاهی دقیقتر به هریک از این مزایا میاندازیم.
به این معنی که تمام اطلاعات سازمان در یک پایگاه داده ذخیره میشود.
نتیجه این ویژگی موارد زیر است:
وقتی مدیران به اطلاعات لحظهای دسترسی داشته باشند؛ تصمیمگیری نیز سریعتر رخ میدهد. این ویژگی نیاز سازمانهای امروزی است چرا که بیش از گذشته عامل سرعت در تصمیمگیری بر روی موفقیت سازمانها تاثیرگذار شده است. از سویی وجود این سیستم کمک میکند تا حذف فواصل اطلاعاتی و افزایش سرعت در تصمیمگیری همراه با افزایش دقت در آن باشد. به این معنی که تصمیمات بر اساس دادههای روزآمد، دقیق و تجزیه و تحلیل شده انجام میشود.
در توصیف سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی، بارها اشاره شده است که این سیستمها از ایجاد و ذخیره دادههای تکراری جلوگیری میکنند. همین ویژگی کمک میکند تا دوبارهکاریها کاهش یابد. همچنین نیازی به فرایندهای دستی برای هماهنگی دادهها در بخشهای مختلف نباشد. نتیجه این ویژگی در عمل کاهش هزینههای سازمان است.
یک سیستم یکپارچه با توان بیشتری میتواند امکان کنترل امور را فراهم کند و تصویر دقیقی از عملکرد سازمان ارائه دهد. همین ویژگی هست که موجب شفافیت بیشتر در بخشهای مختلف سازمان از تولید تا فروش و از خرید تا منابع انسانی میشود.
در سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی بسیاری از کارها به صورت خودکار انجام میشود. همچنین دوبارهکاریها به دلیل یکپارچگی سیستم کاهش مییابد. حاصل این ویژگیها کاهش نیاز به انجام کارهای تکراری و امکان تمرکز بیشتر روی تحلیل اطلاعات، مدیریت امور و موارد مشابه است.
یکی از چالشهای متداول سازمانهای سنتی، نبود رویهای ثابت و مشخص برای انجام امور مختلف است. سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی، سازمان شما را در مسیری قرار میدهد که برای هر کار، روش بهینهای را انتخاب و همان را اجرا کنید. در واقع این سیستمها یک چارچوب کاری را برای تسکهای مختلف مشخص میکنند؛ و آنها را در مسیر خود هدایت مینمایند. این مفهوم در قالب استانداردسازی فرآیندها در سازمانهای بزرگ بسیار مورد توجه است.
این سیستمها معمولا از ماژولهایی تشکیل شده که هرکدام بخشی از عملیات سازمان را پوشش میدهند.
مهمترین ماژولهای سیستم برنامهریزی منابع سازمانی عبارتند از:
البته طبیعی است که همه سازمانها به همه ماژولهای چنین سیستمی نیاز نداشته باشند. بنابراین معمولا سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی در مسیر استقرار و بر اساس نیازهای هر سازمان، ماژولهای خاص آن را در نظر میگیرد.
در پاسخ به این سوال، با ذکر مثالی، عملکرد اجرایی چنین سیستمی را شرح میدهیم. تصور کنید یک کارخانه تولیدی قصد دارد موجودی مواد اولیه را بررسی و سفارش خرید جدید ثبت کند. در صورت نبود چنین سیستمی انجام این کار با طی مراحل زیر انجام میشود:
انجام این مراحل معمولا چند روز طول میکشد. همچنین ممکن است اطلاعات بین واحدها، متفاوت باشد؛ در این صورت، هماهنگی بین واحدها و اخذ یک تصمیم مشترک میتواند چالش برانگیز باشد.
در مقابل وقتی از سیستم برنامهریزی منابع سازمانی استفاده میشود:
این فرآیند، با حذف فواصل اطلاعاتی، موجب تغییر محسوس در سرعت، دقت و کیفیت تصمیمگیری میشود.
در سالهای ابتدایی ارائهی نرمافزارهای برنامهریزی منابع سازمانی، استفاده از این ابزارها مخصوص سازمانهای بزرگ بود. البته علت اصلی این موضوع تنها نبود احساس نیاز در کسب و کارهای کوچک و متوسط نبود؛ بلکه هزینه راهاندازی و مدیریت اجرای چنین سیستمهایی برای این کسب و کارها بالا به نظر میرسید. اما تجربه اجرای این سیستمها و توسعهی آنها در سالهای اخیر نشان داده است که شرکتهای کوچک برای نظمدهی و رشد، کسبوکارهای متوسط برای مدیریت بهتر منابع، و سازمانهای بزرگ برای یکپارچگی و کنترل گسترده، همگی به نوعی به سیستم برنامهریزی منابع سازمانی متناسب با درجهی آمادگی سازمانی خود، نیاز دارند.
نظر به اینکه نیروی انسانی منبع اصلی و ارزشمند هر سازمانی است؛ نباید تصور کرد با وجود چنین سیستمهایی، سازمانها از همکاری و هماهنگی با منابع انسانی خود بینیاز میشوند. در چنین شرایطی بسیار مهم است که توسعهی چنین سیستمهایی با هماهنگی کامل و با توجه به چالشهای مرتبط با آن انجام شود. در این بخش بهطور مختصر 4 چالش اصلی اجرای نرمافزار برنامهریزی منابع سازمانی را مرور کردهایم.
کارکنان معمولا به رویهها و روندهای جاری عادت دارند که در ادبیات حرفه به آن عادات مالوف میگویند و بر اساس آن مقاومت در مقابل تغییر، رویکردی قابل پیشبینی است؛ و لازم است در جریان انتخاب بهترین محصول ERP و استقرار آنان را بهخوبی و بهطور همه جانبه مشارکت داد.
اگر فرآیندهای سازمان از قبل استاندارد نشده باشند؛ اجرای این سیستمها دشوارتر میشود. لذا بازنگری در فرآیندها و بهبود روشهای اجرائی، متناسب با ظرفیتهای سیستم جامع انتخاب شده یکی از ارکان اصلی استقرار ERP محسوب میشود.
تامین و راهاندازی چنین سیستمی یک سرمایهگذاری به شمار میرود. بنابراین اگر در ابتدا هزینهی آن سنگین به نظر برسد نباید از این سرمایهگذاری تاثیر گذار صرف نظر نمود زیرا نتایج و دستاوردهای آن بتدریج و از ابتدای بهرهبرداری به صورت مرحلهای عیان خواهد شد.
کار با این سیستمها نیازمند آموزش همه جانبهی نیروی انسانی در سطوح محتلف است. سازمانهایی که آموزش را نادیده میگیرند؛ معمولا در اجرای عملی و واقعی این سیستمها شکست میخورند.
این سیستمها نیز مانند اغلب سرویسهای نرمافزاری، همزمان با پیشرفت فناوری اطلاعات و ارتباطات، در حال رشد و توسعه هستند. بهطورکلی در سالهای اخیر و نیز در سالهای پیش رو میتوان تحول در نرمافزارهای برنامهریزی منابع سازمانی را در سه حوزهی زیر برشمرد:
بهطور خلاصه برای یک انتخاب مناسب و هماهنگ با نیاز سازمان خود، بهتر است به موارد زیر توجه ویژهای داشته باشید:
در نهایت باید گفت برنامهریزی منابع سازمانی یک نرمافزار برای تغییر در فلسفهی مدیریت سازمان و راهبردی کلیدی در ادارهی آن است. راهبرد و فلسفهای که بر شفافیت، یکپارچگی و کارآمدی تاکید دارد. اگر سازمانها بخواهند در رقابت باقی بمانند؛ باید تصمیمگیری سریعتر و دقیقتر داشته باشند؛ و منابع خود را بهتر مدیریت کنند؛ و سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی، ابزاری عالی برای رسیدن به این هدف است.
آنچه در این مقاله میخوانید
سوالی دارید از ما بپرسید
تلفن: ۸۴۳۶۳۰۰۰-۰۲۱