در جهان به شدن رقابتی امروز، اطلاع داشتن از بهای تمام شده محصولات و خدمات یکی از اصول بنیادین مدیریت مالی و حسابداری به شمار میرود. بسیاری از سازمانها به ویژه مجموعههایی که در حوزه ارائه خدمات فعال هستند بدون محاسبه دقیق هزینههایشان امکان تعیین قیمت مناسب، تجزیه و تحلیل میزان سودآوری و برنامهریزی برای توسعه را نخواهد داشت. بر خلاف تولید کالا که هزینههایش به آسانی محاسبه و اندازهگیری میشود، در بخش خدمات، ماهیت ناملموس و وابستگی شدید به منابع انسانی، هزینهیابی را پیچیده و دشوار میکند. در این مقاله از سایت رایورز تلاش میکنیم مفهوم بهای تمام شده خدمات، اجزای اصلیاش و روشهای متداول محاسبه بهای تمام شده خدمات را تشریح کنیم.
بهای تمام شده خدمات به مجموعه هزینههایی گفته میشود که بنگاه اقتصادی برای ارائه خدمتی خاص پرداخت میکند. هزینهها عبارتند از: حقوق و دستمزد، مواد مصرفی و لوازم، استهلاک، سرباز، فناوری، اداری و…
خدمات بر خلاف کالاها و محصولات فیزیکی ماهیتی ناملموس دارند و بلافاصله بعد از ارائه مصرف میشوند. پس باید پروسه شناسایی و تخصیص هزینهها در بخش خدمات به دقت انجام شود.
اهمیت شناخت بهای تمام شده خدمات
مدیریت بهای تمام شده به سازمانها و کسبوکارها کمک میکند تا منابعشان را بهینه مصرف کنند، قیمتگذاری دقیقتری داشته باشند و سودآوری را افزایش دهند. از سوی دیگر، خطا در محاسبه یا تفسیر این شاخص میتواند منجر به تصمیمگیرهای نادرست و ضرر و زیان شود.
اطلاع از بهای تمام شده خدمات برای سازمانها و کسبوکارها حیاتی است و مزایای زیادی دارد که عبارتند از:
چنین است که محاسبه بهای تمام شده خدمات علاوه بر واحد مالی برای مدیریت کلان و استراتژیک کسبوکار هم اهمیت پیدا میکند.
برای محاسبه بهای تمام شده خدمات، اول باید بخشهای هزینهها شناسایی و طبقهبندی شوند. هزینههای خدمات به سه بخش اصلی زیر تقسیم میشوند:
اینگونه از هزینهها که معمولا متغیرند – حقوق و دستمزد ارائهدهندگان خدمات (تکنسین، کارشناس، کارگر، مشاور و…)، مواد و لوازم مصرفی، هزینه سفر و ایابوذهاب، هزینه پیمانکاری، ابزارها و نرمافزارها – جزئی از خدمات خاص هستند. در اکثر کسبوکارها و موسسات خدماتی هزینه نیروی انسانی بسیار بالاست و بخش بزرگی از کل هزینهها را به خود اختصاص میدهند.
هزینههایی که نمیتوان به صورت مستقیم به خدمتی خاص اختصاص داد را هزینههای سربار یا غیر مستقیم مینامند. این نوع از هزینهها را باید بین خدماتی که کسبوکار ارائه میدهد سرشکن کد. برخی از این هزینهها عبارتند از:
در حسابداری و مدیریت مالی هزینههای سربار به سه دسته اصلی تقسیم میشوند:
هزینههای سربار در حسابداری صنعتی معمولاً در سه گروه اصلی طبقهبندی میشوند:
تجزیه و تحلیل، محاسبه و تخصیص منطقی و اصولی اینگونه از هزینهها بسیار دشوار و یکی از چالشهای بزرگ هزینهیابی خدمات است.
در کسبوکارها، شرکتها و موسساتی که خدمات ارائه میدهند، داراییهای ملموس و ناملموس مثل تجهیزات تخصصی، نرمافزارها و دانش فنی بخش بزرگی از هزینهها را ایجاد میکنند. هزینه استهلاک اینگونه از داراییها معمولا به صورت دورهای اندازهگیری شده و بین خدمات گوناگونی که ارائه میشوند، تقسیم میشود.
راههای محاسبه بهای تمام شده خدمات بر اساس نوع خدمت ارائه شده، پایه و اساس کسبوکار و موسسه، تنوع و گستردگی خدمات و سیستم حسابداری سازمان انتخاب میشود.
معمولا این نوع از هزینهیابی در موسسات و کسبکارهایی به کار میرود که محصولات، خدمات خاص و منحصربهفرد به مشتریها ارائه میشود. حسابداران برای هزینهیابی محصولاتی که متفاوت هستند و دستور ساخت و ارائهشان بر اساس نیاز و نظر مشتری تغییر میکند، از این روش محاسبه استفاده میکنند.
ویژگیها و مزایای این نوع از هزینهیابی عبارتند از:
اینگونه از هزینهیابی معمولا در خدماتی که ماهیت وجودیشان تکراری، مستمر و یکنواختند مثل مراکز تماس، شرکتهای حملونقل، شرکت اینترنتی، فولاد، نساجی، مواد غذایی، سیمان، موتورسازی و… استفاده میشود. در این گونه از هزینهیابی، هزینههای تولید که شامل مواد مستقیم، کار مستقیم و سربار ساخت است، در هر مرحله به حساب کالای در جریان ساخت همان مرحله ثبت میشود. در گزارش هزینه تولید قیمت تمام شده محصول تکمیل شده و در قیمت تمام شده موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره محاسبه میشود.
این نوع از هزینهیابی از جمله دقیقترین روشها در زمینه هزینهیابی خدمات است. در این گونه، هزینهها بر اساس فعالیتهایی که منابع را صرف میکنند، محاسبه میشوند. به بیان دیگر استفاده کردن از این روش حسابداری به سازمان کمک میکند تا هزینههای واقعی و دقیقتری برای محصولات و خدماتشان اختصاص دهند، فعالیتهای کمبازده را شناسایی کنند، تصمیمگیریهای استراتژیک را بهبود بخشند و فرصتهای نوآوری و کاهش هزینهها را کشف کنند.
مزایای استفاده از این روش عبارتند از:
مراحل اجرا به ترتیب زیر است:
این نوع از هزینهیابی برای چه کسبوکارهایی مناسب است؟
استفاده از هزینهیابی بر مبنای فعالیت در شرکتهایی با مشخصات زیر مناسبتر است:
در این گونه از هزینهیابی بهای تمام شده محصولات از جمع هزینه فعالیتهایی که به ساخت محصول میانجامد در واحد زمان به دست میآید. یکی از مهمترین ویژگیهای این روش آن است که عملکرد سازمان و کسبوکار را بهبود میبخشد. استفاده از این تکنیک حسابداری به شرکتها کمک میکند هزینه و بهرهبرداری ظرفیت فرآیندها و سودآوری سفارشها، محصولات و مشتریها را به سرعت مشخص کنند. همچنین مدیران حسابداری را قادر میسازد تا به جای کنار گذاشتن روشهای مدیریت هزینه، بهبودشان بخشند.
مرحله اول: جمعآوری اطلاعات
مرحله دوم: طبقهبندی هزینهها
مرحله سوم: تخصیص هزینههای مستقیم
مرحله چهارم: تخصیص هزینههای سربار
مرحله پنجم: محاسبه بهای تمام شده نهایی
مرحله ششم: تعیین قیمت فروش
بها تمام شده خدمات از مهمترین مفاهیم مدیریت مالی و حسابداری در سازمانها، کسبوکارها و بنگاههای خدماتی است. محاسبه صحیح آن به مدیران کمک میکند تصمیمات بهتر و هوشمندانهتری در زمینه قیمتگذاری، گسترش خدمات، مدیریت هزینه و برنامهریزی راهبردی بگیرند. برای محاسبه دقیقتر بهای تمام شده خدمات بنگاه، کسبوکار و موسسه باید به نکات زیر توجه کند:
بهای تمام شده خدمات به مجموعه هزینههایی گفته میشود که بنگاه اقتصادی برای ارائه خدمتی خاص پرداخت میکند.
مدیریت بهای تمام شده به سازمانها و کسبوکارها کمک میکند تا منابعشان را بهینه مصرف کنند، قیمتگذاری دقیقتری داشته باشند و سودآوری را افزایش دهند. از سوی دیگر، خطا در محاسبه یا تفسیر این شاخص میتواند منجر به تصمیمگیرهای نادرست و ضرر و زیان شود.
پیشرفت روزافزون و لحظه لحظه فناوری و گسترش نرمافزارهای حسابداری، سیستمهای ERP (نرمافزارهای مدیریت منابع سازمانی) و اتوماسیون باعث شده محاسبه بهای تمام شده خدمات دقیقتر و سریعتر انجام شود.
آنچه در این مقاله میخوانید
سوالی دارید از ما بپرسید
تلفن: ۸۴۳۶۳۰۰۰-۰۲۱